صفحه اصلی
زندگینامه
خبرها
خبرهای مرجع عالیقدر
خبرهای دفتر
خبرهای نمایندگان و معتمدان
راهنمایی ها و رهنمودها
استفتائات
درس ها
درس های فقه
درس های اصول
درس های تفسیر
درس های اخلاق
تأليفات
بیانیه ها
پرسش:خداوند متعال می فرماید: (وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا) ؛ و در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّتِ قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستادهاش را فرمان بريد. خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند. سؤال ما در خصوص بخش پایانی آیه است (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا). شنیده ایم که عثمان در مصحف خود این بخش را در اینجا قرار داده تا حقیقت در بخش ابتدایی (وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ) فهمیده نشود. آیا این مطلب صحیح است؟ چه دلیلی بر آن وجود دارد؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ ما معتقدیم قرآن به صورت کامل در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به املاء آن حضرت بر کاتبان وحی، جمع شده است و بر خلاف آنچه افراد ناپرهیزکار می گویند، آن حضرت قرآن را به صورت پراکنده رها ننموده است. حدیث ثقلین در این زمینه کاملا صریح است؛ چراکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده: «من در میان شما دو ثقل باقی می گذارم: کتاب خدا و...» و روشن است که لفظ کتاب را نمی توان استعمال کرد مگر زمانی که نوشته شده و مکتوب باشد. از سویی، اگر چنین نبوده پس کار کاتبان وحی چه بوده است؟! همچنین، روشن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مرگ ناگهانی از دنیا نرفته، بلکه یک سال پیش از وفات آن حضرت، به ایشان اطلاع داده شده است؛ بنابرین، اگر با این وجود بگوییم که قرآن به صورت پراکنده رها شده است، آن حضرت باید در خصوص تضییع قرآن، مقصر باشد. از طرفی، چگونه در تعیین خلیفه اهتمام داشته، اما به قرآن اهتمام نورزیده است؟! البته ترتیب کتابت قرآن که به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) انجام شده، با ترتیب نزول آیات تفاوت دارد و البته این ها همه به امر پروردگار بوده است. در خصوص قرار داشتن جمله «إنما یرید الله...» در سیاق خطاب مختص به زنان پیامبر، هیچ عاقلی چنین گمان نمی کند که بخش دال بر عصمت، زنان آن حضرت را هم شامل شود؛ زیرا ضمایر متفاوت است و میان مفاد فقره مربوط به زنان و فقره دال بر عصمت تنافی وجود دارد. حال چرا این فقره در این سیاق قرار داده شده، امری است که به خداوند متعال برمی گردد و اگر بتوانیم این مطلب را بفهمیم، همان دلیل خاص آن خواهد بود، اما در غیر این صورت، باید بدانیم که اغلب مسائلی که مربوط به تخصیص سوره ها و آیات است را نمی دانیم و این هم می تواند یکی از آن موارد باشد. بنابرین، این شبهه با کمتر از جوابی که ما ذکر کردیم قابل دفع است. والله الهادی الی الصواب
پرسش:در قرآن آیاتی وجود دارد که ملک را تنها برای خداوند ثابت می کند و از غیر او نفی می کند، مانند: (يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۖ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) در دسته دیگری از آیات، ملک برای غیر خدا نیز ثابت شده است، مانند: (رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ) . چگونه می توان بین این دو دسته از آیات جمع کرد؟ آیا کسی که ملک را در دسته دوم از آیات (که ملک را برای غیر خدا ثابت می کند) به خداوند نسبت دهد، کافر است؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ مقصود از دسته اول از آیات، مالکیت و سلطنت حقیقیه است که به اقتضای ذات مقدس خداوند برای او ثابت است، زیرا او واجب الوجود است و وجود و قیام اشیاء به اوست (آسمان ها و زمین قائم به اوست). اما مالکیت و سلطه غیر خدا، تفضلی از جانب اوست و تعبیر دقیق در تفسیر طائفه دوم از آیات این است که خداوند متعال برخی کائنات را در اختیار برخی از بندگان قرار می دهد؛ از این رو سلطه غیر خدا، از جانب خداوند متعال، مقید و محدود است و کسی که این سلطه به او اعطا شده نمی تواند از این حقوق تجاوز کند. بنابرین سلطه غیر خدا، چه به حق باشد، مانند سلطه انبیاء و پیامبران و ائمه (علیهم السلام) و سلطه حاکم شرع، همه محدود و مقید است و همانگونه که در برخی آیات به آن تصریح شده، تفضلی است از جانب خداوند متعال. با این بیان، تناقض موهوم بین این دو طائفه از آیات برطرف می شود. والله الهادی و هو العالم
پرسش:آیه 18 سوره فتح می فرماید: (لَّقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا)؛ به راستى خدا هنگامى كه مؤمنان، زير آن درخت با تو بيعت مىكردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهايشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پيروزى نزديكى به آنها پاداش داد. مبغضین اهل بیت می گویند این آیه در شأن ابوبکر نازل شده است. داستان این آیه چیست و مقصود از مؤمنین چه کسانی هستند؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ مهم ترین کتاب اهل سنت در تبیین این آیه، کتاب الدر المنثور است که آنچه نقل کردید را ذکر نکرده است. به اضافه، مفهوم آیه این است که خداوند از اهل ایمان راضی شده، یعنی شرط رضایت، ایمان است؛ پس هر کس چنین ادعایی دارد، باید اثبات کند که شخصی که او را مصداق آیه دانسته، در قلب و در عمل خود مؤمن بوده است. روشن است که از پایه های ایمان، اعتقاد به ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) است. والله الهادی و هو العالم
پرسش:جزیه چیست؟ آیا با عدالت منافات دارد؟ مقصود از آیه 29 سوره توبه که می فرماید: (حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ) « تا با خوارى به دست خود جزيه دهند» چیست؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ علم از آن خداست. معنای آیه این است که وقتی شخص کافر تحت حمایت مسلمانان زندگی می کند، باید در پرداخت جزیه فروتن باشد و خود را در هنگام پرداخت آن برتر از مسلمانان نداند. البته روشن است که این احکام در صورتی جاری می شود که یک حکومت اسلامی با همراه با رأفت اسلامی و مراعات حقوق تمام بشریت وجود داشته باشد، که در حال حاضر وجود ندارد. والله الهادی و هو العالم
پرسش:چرا در قرآن کلمات غیر عربی وجود دارد؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ اگر مقصود شما از این سؤال، اعتراض بر متکلم است، باید پیش از آن که پیامدهای این امر در دنیا و آخرت دامنگیرتان شود، توبه نمایید. اما اگر سؤالتان این است که آیا وجود کلمات غیرعربی در قرآن با عربی بودن آن منافات دارد یا نه، بدانید که در مورد عدم تنافی آن اتفاق نظر وجود دارد، خصوصا در اسماء علم. حکم اسم جنس نیز در این زمینه مانند حکم اسماء علم است و در قرآن هیچ ماده اشتقاقی غیرعربی وجود ندارد. والله الهادی و هو العالم
پرسش:لطفا تفسیر آیه ذیل را بیان فرمایید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)
پاسخ:بسمه سبحانه؛ خداوند متعال امر به تقوا نموده، زیرا ملاک قبولی اعمال است. خداوند می فرماید: (إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ) «خدا تنها از متقین قبول می کند.» همچنین خداوند ما را به انجام اموری که باعث نزدیکی ما به او می شود، ترغیب و تشویق می کند. این امور عبارتند از اعمال صالح، که در این زمینه از معصوم (ع) روایت شده بندگان با نوافل، خصوصا نافله شب و تهجد به خداوند نزدیک می شوند. دومین مساله، عبارت است از فوز به شفاعت اولیای الهی که وسیله مهمی برای تقرب به خداوند سبحان و نایل شدن به لطف و رحمت اوست. والله الهادی و هو العالم
پرسش:وقتی قرآن را ختم می کنم و می خواهم ثوابش را به جمعی از اموات مؤمنین و مؤمنات هدیه کنم، آیا صیغه خاصی برای این اهداء وارد شده است؟ آیا ذکر نام آنها در هنگام اهداء لازم است؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ در این زمینه کافی است افرادی را که به آنها هدیه می کنید، در نیت خود داشته باشید و بین خود و خدا بگوییدد که من ثواب را به این افراد هدیه می کنم. توجه داشته باشید که اهدای ثواب را می توان به اشکال مختلفی انجام داد: یک روش این است که خود آن عمل یا ثواب آن را به جمعی هدیه کنید. روش دیگر این که انجام آن عمل را به شخصی هدیه کنید که در این صورت دو عمل انجام داده اید: اولا، نفس عملی که ادا کرده اید، مانند قرائت قرآن؛ ثانیا، اهدای ثواب این عمل به آن شخص. در این حالت، خود آن عمل به شخصی می رسد که به او هدیه نموده اید و عمل دوم که عبارت است از هدیه دادن، برای خودتان باقی می ماند. هدیه دادن نیز یکی از اعمال عبادی و حسنه است. حال می توانید این عمل دوم یعنی هدیه دادن را نیز به شخص دیگری هدیه کنید که در این صورت نیز دو عمل انجام داده اید: یکی اهداء و هدیه دادن به شخص اول که این عمل را به شخص دوم هدیه دادید، و دیگری، خود این عمل هدیه دادن به شخص دوم است که آن را نیز می توانید به شخص دیگری هدیه کنید و تا بی نهایت ادامه دهید. والله واسع علیم
پرسش:آیا علم تجویدی که اکنون متداول است، از اهل بیت (علیهم السلام) به ما رسیده؟ اگر نگاهی به جامعه اسلامی بیاندازیم می بینیم که مراجع و علما به این علم اهمیتی نمی دهند، بلکه اغلب پیروان اهل بیت (ع) به ترتیل اهمیت می دهند، نه به تجوید. دلیل این مساله چیست؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ فرزندم، از آنچه نوشته اید به نظر می رسد که از فتاوای علما و فتوایی که ما در این زمینه داده ایم اطلاعی ندارید. بر نمازگزار واجب است که تلفظش مطابق با قواعد تجوید باشد. البته توجه داشته باشید که قواعد تجوید بر دو قسم است: اول: قواعدی که بدون آن تلاوت صحیح نیست؛ این قسم مربوط به مخارج حروف است. دوم: قواعدی که برای تجمیل قرائت و زیبا نمودن تلفظ است؛ رعایت قواعد این قسم واجب نیست و علما این مساله را تبیین کرده اند و ما نیز بیان کردیم. به طور خلاصه، رعایت قسم اول از قواعد تجوید واجب است، همانگونه که رعایت حرکات و سکنات لازم است و عدم مراعات هر یک از این موارد، خطا و اشتباه در الفاظ محسوب می شود. برخی از علما از اشتباه در اعراب، تعبیر به خطای جلی و از اشتباه در مخارج حروف، تعبیر به خطای خفی نموده اند. والله الهادی و هو العالم
پرسش:نظر علمای عظام ما در مسأله تحریف قرآن چیست؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ فرزندم، بدانید که قول به تحریف به عموم مخالفین نسبت داده شده و کتاب های آنان، حتی بخاری، مملو از ادعای تحریف است. همچنین، این قول به برخی از علمای ما نیز نسبت داده شده است. البته بعضی از علمای ما، مانند آیت الله خوئی (رض) در کتاب البیان این نسبت را انکار کرده اند. ما نیز تحریف به معنی زیاده یا نقصان در قرآن کریم را نمی پذیریم، زیرا برای ما ثابت است که قرآن در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) جمع آوری شده و مکتوب بوده و از همین رو آن حضرت فرمود: «من در میان شما دو شیء گرانبها در میان شما می گذارم: کتاب الله و عترتم.» اگر مکتوب نبوده، چگونه آن حضرت تعبیر به کتاب فرموده است؟! والله الهادی و هوالعالم
پرسش:آیا در هنگام قرائت قرآن واجب است همه کارها را متوقف کنیم و به قرآن گوش دهیم (در حالی که گاهی در چند مسجد در آن واحد قرآن قرائت می شود)؟ اگر صدای قاری به صورت واضح شنیده نشود چه حکمی دارد؟
پاسخ:بسمه سبحانه؛ آیه ای که امر به انصات و گوش دادن به قرآن کرده، از سوی معصومین (علیهم السلام) تفسیر شده به این که مراد، قرائت قرآن در نمازهای جهریه توسط امام جماعت است. البته وجوب انصات در صورتی است که مأموم صدای امام جماعت را بشنود. والله العالم
قبلی
4
5
6
7
8
بعدی